تبليغاتX
یا امام رضا
 

 

 

قلب علي (ع) بود

بمنــم  نيــگا بــكن قربــون اون چشـات بشـم

مامانـم  ميـگه : مخـور غصه بابات شهيد شده

او  هيــكس رو نداشــته تـو يـاور او شـده اي

يـك  كسـي كه بتونـم سـرمو رو زانـوش بزارم

هــي منــو مي چيزونـه هـي لجـمو در ميـاره

بـرام  ايـن دو تـا كبوتـر فقـط از او مونده بود

مي دونــم عيــن بابـام اونـارم ازمن جـدا كرد

اگر  خواسـته باشـن از تـو بگيـرن نمي زاري

هــمه  نــوكر تويــن از هــمه بـي واهـمه يـي

الــآ  نــم او مدم اينجــا بــا هــزار تـا درد سـر

هيچكس رو نداشتي ،از همه بي نصيب بودي

هــمه  يــه عالــم دنيــا  مث  من يـارت شـدن؟

و بگيــر اينهــمه غــم رو يــه دل شــادم بــده

هميـن  يـك كارو ،بـرا منـ، يـا امام رضـا بـكن

تـو  هـم بـا خـودت خيـال كن كه كبوتـر تو ام

 

آقــا جــون امام رضــا فــدات بشــم فــدات بشــم

آقـا  جـون بابـام تـو جنـگ و جبهـه نـا پديـد شده

آقــا  جــون ميــگن كه تــو ضـامن آهـو شـده اي

بخـــدا  منـــم تـــو ايـــن دنيـــا كســي رو نــدارم

اي   مامانــم كه مي بينــي  ديـگه دوسـتم نـداره

از  بابــام بــرام دو تــا كفتــر يـا هـو مونـده بـود

مامانـــم  نـــمي دونـــم كبوتـــرامو چــي كا كرد

تــو  خــودت ببيـن چقـدر كبوتراتـو  دوس داري ؟

اما  تــــو خيلــــي بــــزرگي و امام هـــمي يـــي

ولـي من يـك يـه بچـه ام ، غريـب و زار و بي پدر

راسـتي ميـگن تـو هـم اولـش خيلـي غريـب بودي

چي كا كردي كه  اي جور  دنيا طرفدارت شدن؟

تـو رو جـون هـر كسـي كه دوس داري يـادم بـده

بيـــــا  و  محـــــض خـــــدا درد منــــو دوا بــــكن

اگه  صـــد ســـال خـــدا عـــمرم بــده نوكرتــو ام

كليد درهاي هفت

مهــر  تــو باشــد كليــدي ، درهــاي هفـت آسـمان را

اي  كرده بــا جلــوه خــود ، مســحور ، افلاكيــان را

هــر بــامداد از ســر شــوق ، ميبوســد آن آســتان را

در  صـــحنه ديـــن و دانـــش برتـــر زتــو ديــگران را؟

از  چهــــار آئيــــن فراخوانــــد ، نـــام آوران زمان را

بــر  خــاك خجلــت فكنــدي ، دعــوي آن را عيــان را

ســحر  بيــان تـو كردهـ، مسـحور ، پيـرو و جـوان را

ســـر  شـــار كن ز آب رحـــمت ، امروز ما خاكيــان را

لبريـــز  كن از ســـعادت ،اي شـــه كران تـــا كران را

ايــمن  ز گرگان بســازي ، ايــن گلــه بــي شــبان را

بـا تـو چـه گويـم ؟ كه دانـي  خـود رازهـاي  نهان را

در صحن قدس ت بده جاي ، اين (( مرغ بي آشيان را))

 

اي  كرده خورشـيد نـامت ، روشـن جـمال جهـان را

تنهــا  نــه نـور ((ولايتـ)) رو نـق  فـزاي زميـن اسـت

اي هفتمين قبله جان ، و ي هشتمين مهر در خشان

خورشــيد  بــا ان جلالــش ، بــا آن شــكوه جمالــش

ميخواسـت  خصـم بد انديش، آن دشمن مذهب و كيش

مجلــس بياراســت مآمون ، آن فتنــه پـرداز ملعـون

اما  بـــه لطـــف خدايي،بـــا فــر و فضــل رضــايي

گر چــه بســي قــرن باشــد كز آن وقايـع گذشـته

اي روح آيينـه و آب ، وي پـاك چـون جـان مهتـاب

دســــت  كرم  را بــــر آور ، بـــاذن و فـــرمان داور

موســي  عصــر و زمانــي ، دارم يقيــن ، ميتوانـي

در  شـــاعري گرا ميـــروم ، بــر در گه تــو فقيــرم

هـــر  گز نگويـــم فراتـــر ، انــدازه يــك ((كبوتــر))

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 11:26  توسط امید 
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
+ نوشته شده در  شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 11:23  توسط امید  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 فروردین1386ساعت 0:48  توسط امید  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 فروردین1386ساعت 0:46  توسط امید  | 
دوست داشتم توی این سال جدید کنارت باشم ولی قسمت نشد البته ما ایرانیا به این جور قسمت نشدنها می گیم لیاقت نداشتن . شاید لیاقت نداشتیم کنارت باشیم ولی دوست دارم این سال رو با نامت شروع کنم یا رضا
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 فروردین1386ساعت 0:44  توسط امید  | 

عطر گل شب بو
 

آن شب چه شبي بود...!به هر سو زده بوديم

از حادثه اي گيج وهياهو زده بوديم!

در قايق اشك وتب توفان زده،شش روز ،

پشت هم وبي سابقه پارو زده بوديم!

لرزيدم ويكدفعه نگاهم به افتاد

بهد از همه حالا به شما رو زده بوديم

آن چه شبي بود!همه زار وپريشان

در ساحتِ درگاه تو زانو زده بوديم

نزديك سحر بود..... نسيمت به تنم خورد!

گويا همه عطر گل شب بو زده بوديم

فرداي همان شب،سر هر برزن وهر بام

يك پرچم «يا ضامن آهو»رده بوديم 

 

نزديك شد باران
 

دستم به دامانت! همين دستي كه خاليست

مي‌آيم آنجا، اينطرفها خشكسالي‌ست

دستم به دامانت، دلم دنبال باران

باران خوب سرزمينهاي شمالي‌ست

! قرن غم است و قرن آتش، قلب... آهن

! ديگر بندرت قلب آدمها سفالي‌ست

آثاري از لبخند بر آئينه‌ها نيست

...اينها فقط در داستانهاي خيالي است

با گوشة چشمي ضمانت كن دلم را

!آهوي من در دام بيرحم شغالي‌ست

آزاد كن، آزاد  باشم. قاصدك وار

! حال كبوترهايت آقا، خوب حاليست

نزديك شد باران، هوا ابريست... آن مرد

! حس مي‌كنم در اين هوا... دراين حوالي ست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 17:49  توسط امید  | 

 

عن الرّضا عليه السلام

ليـس لِبخيل راحَة - وَ لا لِحَسـُود لذّة - وَ لا لِملـوك وَفـاء - وَ لا لِكَذوب مُــروّة -

امام رضا عليه السلام فرمود

بخيل را آسايشى نيست -

و حسود راخوشى و لذتى نيست -

و پادشاهان را وفايى نيست -

و دروغگو را مروت و مردانگى نيست -

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 17:37  توسط امید  | 

 

عن الرّضا عليه السلام

لا يتـم عَقل إمـرء مُسلـم حتـّى تكونَ فيه عَشر خِصـال- اَلخيــرُ مِنـهُ مـأمــُول - وَ الشّر منهُ مأمـُون - يَستكثِر قليلُ الخير مِن غيره - وَ يَستقل كَثيرُ الخير مـِن نفسه - لا يسام من طلب الحـوائج اليه - و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره - الفقرفى الله احبّ اليه مِن الغنى - و الذّل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه - و الخمـول اشهى اليه من الشهره - ثـم قال عليه السلام العاشرة و ما العاشرة؟ - قيل له: ما هى؟ - قال عليه السلام: لايرى احدا إلا قال: هو خير منى و اتقى -

امام رضا عليه السلام فرمود

عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد -

ـ از او اميد خير باشد

ـ از بدى او در امان باشند

ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد

ـ خير بسيار خود را اندك شمارد

ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود

ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود

ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد

ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد

ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد

ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟

فـرمـود: كسي را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 17:36  توسط امید  | 

 

عن الرّضا عليه السلام

اصحاب السلطان بـالحَذر وَ الصـّدّيق بـالتّـواضُع وَ العدوّ بـالتّحـــرُز وَ العامّة بالبشـر

امام رضا عليه السلام فرمود

با سلطان و زمامـدار با تـرس و احتياط همراهى كن -

وبا دوست با تواضع و فرو تني -

و با دشمـن بـا احتيـاط و اجتناب -

و بـا مـردم بـا روى خـوش -

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 17:35  توسط امید  | 

نتيجه رضايت از خدا

عن الرّضا عليه السلام

مَن رَضى عن الله تعالى بالقَليل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَليل مِنَ العَمل

امام رضا عليه السلام فرمود


هر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى خواهد بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 17:34  توسط امید  |